تبلیغات
عصرانتظار - مطالب ابر انتخابات

 اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

جمعه 14 اسفند 1394

هاشمی بهرمانی چگونه نفر اول خبرگان تهران شد؟!

   نوشته شده توسط: محمد مهدی پوینده    نوع مطلب :سیاسی ،

بنام پروردگار هستی بخش

هاشمی بهرمانی چگونه نفر اول خبرگان تهران شد؟!

پس از انتشار اسامی برگزیدگان پنجمین انتخابات خبرگان در تهران و دیدن نام اكبر هاشمی بهرمانی در صدر منتخبین تهران ناخودآگاه این سوال در ذهنم نقش بست كه آیا مردم فراموشكار شده‌اند یا هاشمی بهرمانی سیاست‌ورزی كرده است؟!

اكبر هاشمی بهرمانی مرداد 1376 در پایان دوران ریاست جمهوری اش، پاستور را با ناآرامی‌های اجتماعی و انبوهی از مطالبات و نارضایتی‌های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی مردم ترك كرد و شعار پر جاذبه «اصلاحات در وضع موجود» با ایجاد موجی اجتماعی و سیاسی توانست آرائ مردم را به شدت جذب خود كند.

دو سال بعد و در انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی كه توسط دولت موسوم به اصلاحات برگزار شد، وقتی اكبر هاشمی بهرمانی با تقلب‌های مجریان و بی اعتنایی مردم تهران مواجه شد و تركیب مجلس را آماده برای ریاستش ندید از كاندیداتوری انصراف داد و اولین شكست خود را تجربه كرد. پس از آن و در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، بار دیگر اكبر هاشمی بهرمانی در كشور با بی اقبالی مردم مواجه شد و شكستی دیگر را آزمود. در سال 1388 نیز كاندیدای مورد حمایت اكبر هاشمی بهرمانی نتوانست آرای مردم را جلب كند و ماجرای مناظره دكتر محمود احمدی نژاد و مهندس میرحسین موسوی جبهه‌بندی حقیقی انتخابات را روشن ساخت كه منجر به رو در رویی علنی اكبر هاشمی بهرمانی با رهبر معظم انقلاب و نگارش نامه معروف بدون سلام شد.

شكست‌های اكبر هاشمی بهرمانی در انتخاباتهای مذكور مانع از كاندیداتوری مجدد وی برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نشد لكن با رد صلاحیت وی توسط شورای نگهبان نتوانست میزان محبوبیت خود را در ترازوی مردمی بسنجد ولی اشتیاق خود را برای حضور در انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان از دست نداد هر چند برای شركت در این انتخابات با چالش‌های متعددی روبرو بود:

نارضایتی تاریخی مردم از دوران ریاست جمهوری اش، تخریب چهره وی توسط هر دو جریان قالب سیاسی كشور، عدم اقبال عمومی در انتخابات‌های قبلی، محكومیت فرزندش مهدی به دلیل جرائم امنیتی و اقتصادی و به زندان رفتن وی در سال انتخابات، تندروی‌های فرزندش فائزه، انتساب وی و خانواده اش به طبقه سرمایه‌داران و اشراف، و ...

هر یك از این چالش‌ها به تنهایی می‌توانست مانع موفقیت یك كاندیدا در یك انتخابات گردد اما اكبر هاشمی بهرمانی نشان داده است یك سیاستمدار با تجربه و زیرك است و چون برای ادامه حیات سیاسی خود می‌بایست وارد مجلس خبرگان پنجم می‌شد پس برنامه‌ای جامع و دقیق طراحی كرد:

  • نزدیكی بیش از پیش به سران جریان موسوم به اصلاحات جهت ائتلاف و همگرایی و بهره‌گیری از آرائ این جریان با توجه به تجربه موفق این همگرایی در انتخابات‌های ریاست جمهوری دهم و یازدهم
  • افزایش دیدارهای عمومی و سخنرانی‌ها و تخریب و تخطئه مستمر دولت‌های نهم و دهم با هدف انحراف افكار عمومی از دوران ریاست جمهوری خودش
  • به چالش كشیدن مواضع رهبری در عرصه سیاست خارجی با نقل خاطرات نانشنیده از حضرت امام خمینی(ره)
  • فعال كردن رسانه‌های متعدد مكتوب و مجازی برای مدح و تمجید از شخصیت و توانمندی اكبر هاشمی بهرمانی
  • نزدیكی بیش از پیش به بیت مكرم حضرت امام خمینی(ره) بویژه جناب حجت الاسلام سید حسن خمینی و علامه نامیدن ایشان جهت كسب اعتبار و وجیه شدن در افكار عمومی
  • سكوت در مقابل حكم فرزندش مهدی ولی مظلوم نمایی در مراسم بدرقه‌اش به زندان و انتشار ویدئوی آن در رسانه‌ها
  • طرح مكرر موضوع شورای رهبری در رسانه‌ها با هدف متمایز شدن و جلب نظر اقشاری از مردم
  • فرستادن فائزه به آمریكا و دور كردن وی از فضای رسانه‌ای كشور و در عین حال ایجاد شائبه در دست داشتن كلید رابطه با آمریكا
  • ترغیب جناب حجت الاسلام سید حسن خمینی برای كاندیداتوری در مجلس خبرگان بمنظور بهره‌گیری از محبوبیت ایشان بدین ترتیب كه اگر تأیید صلاحیت شد در لیستی مشترك قرار گیرند و اگر رد صلاحیت شد با سخنرانی و جبهه‌گیری از این فرصت به نفع خود استفاده كند و دیدیم كه پس از رد صلاحیت آن بزرگوار، اكبر هاشمی بهرمانی در سخنرانی روز 12 بهمن در فرودگاه مهرآباد با حمله شدید و بی سابقه به شورای نگهبان، از فرصت پدید آمده نهایت استفاده را كرد و به نام احترام به بیت معظم حضرت امام خمینی(ره) برای خود اعتباری ویژه كسب كرد.
  • به میدان آوردن رئیس دولت موسوم به اصلاحات و استفاده از تمام ظرفیت جریان تجدیدنظر طلب
  • و نهایتا، ایجاد فضای دو قطبی در كشور برای انتخابات مجلس خبرگان و ارائه لیست انتخاباتی مجزا و بهره‌گیری از عدم اقبال مردم تهران به برخی چهره‌های لیست جامعه مدرسین كه طی یكسال گذشته به شدت تخریب شده بودند.

این سیاست‌ورزی اكبر هاشمی بهرمانی و منتقد نمایاندن خود نسبت به نهادهای مختلف كشور موجب شد تا بخشی از مردم تهران كه از عملكرد ضعیف طیف موسوم به اصولگرایان ناراضی بودند به پای صندوق‌های رأی بیایند و با رأی به لیست اكبر هاشمی بهرمانی، پیروزی وی در انتخابات خبرگان پنجم در تهران را رقم بزنند و بدین ترتیب اكبر هاشمی بهرمانی توانست بار دیگر خود را به عنوان چهره اصلی جریان متمایل به اصول اقتصادی و سیاسی و فرهنگی مدرن مطرح كند و در مقابل، جریان متمایل به اصول اقتصادی و سیاسی و فرهنگی سنتی و محافظه‌كار نشان داد نه توان چنین سیاست‌ورزی را دارد و نه چهره‌ای برای هماوردی.

جریان عدالتخواه و انقلابی نیز با سكوت دو ساله در مقابل همه تخریب‌ها و عدم ارائه لیست انتخاباتی مستقل و عدم حمایت از لیست‌های مختلف ارائه شده، همچنان رقیبی جدی برای اكبرهاشمی بهرمانی و ساختار اقتصادی-سیاسی-فرهنگی ایجاد شده توسط وی می‌باشد؛ نكته‌ای كه وی و اطرافیانش بخوبی بدان واقفند!

والعاقبة للمتقین

محمد مهدی پوینده

..


برچسب ها: اکبر هاشمی بهرمانی ، انقلاب اسلامی ، انتخابات ، مجلس شورای اسلامی ، مجلس خبرگان رهبری ، دکتر احمدی نژاد ، سید حسن خمینی ،

دوشنبه 17 فروردین 1394

منظومه فكری دولت یازدهم در مذاكرات هسته‌ای

   نوشته شده توسط: محمد مهدی پوینده    نوع مطلب :سیاسی ،اقتصادی ،

بنام خداوند بخشنده و مهربان

منظومه فكری دولت یازدهم در مذاكرات هسته‌ای

دولت در عرصه داخلی با دو مشكل عمده «بحران مقبولیت» و «بحران‌های اقتصادی» مواجه است و تمام توان دولت روی غلبه بر این دو مشكل متمركز می‌باشد.آرای ضعیف دولت در انتخابات و عدم همراهی بخش وسیعی از جامعه با سیاست‌های دولت یكی از نگرانی‌های اصلی دولت است. عدم توفیق دولت در تحقق وعده‌های انتخاباتی خصوصا وعده بهبود وضعیت معیشتی مردم و رونق كسب و كار موجب كاهش محبوبیت دولت شده است. اقدامات عمدتا اصلاح‌طلبانه دولت در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز از یك سو موجب جلب نظر طیفی از مردم حامی جریان موسوم به اصلاحات شده و متقابلا موجب مخالفت طیف دیگر شده است. اظهارنظرها و سخنرانی‌های تند رئیس جمهور و معاونان و وزرا نیز واكنش‌های اجتماعی منفی و افت حامیان دولت را در پی داشته است.بحران‌های اقتصادی نیز عمدتا ناشی از «سوء مدیریت» و «كاهش درآمدهای دولت از محل فروش نفت» می‌باشد. دولت به عنوان بزرگترین بنگاه اقتصادی كشور كه در بسیاری از حوزه های اقتصادی انحصار را در اختیار دارد و پروژه های عمرانی و توسعه كشور را هدایت می‌كند، به دلیل «تحریم‌های فروش نفت خام و فرآورده‌های نفتی» و «تحریم‌های بانكی» و «كاهش قیمت نفت» با افت شدید درآمدها مواجه است كه نتیجه آن توقف پروژه‌های عمرانی، كاهش تولید داخل، افزایش قیمت‌ها، افزایش واردات كالاهای مصرفی، بیكاری و به طور خلاصه «ركود اقتصادی» می‌باشد و ناتوانی دولت در غلبه بر ركود علاوه بر تضعیف نظام و بروز آسیب‌های اجتماعی فراوان، سبب ریزش حامیان و شكست دولت و تفكر اصلاح‌طلب و كارگزاران در انتخابات‌های آینده خواهد شد.با شرح دو مشكل عمده‌ی فوق، دولت دو راه پیش رو دارد:1ـ تلاش جهت رفع تحریم‌های مذكور به منظور بازیابی درآمدهای دولت و صرف این درآمدها در بهبود وضعیت اقتصادی و توسعه صنعتی و عمرانی كشور2ـ قطع وابستگی اقتصاد كشور به درآمدهای حاصل از فروش نفت، تكیه بر ظرفیت‌های داخلی كشور و جلوگیری از سو مدیریت‌ها و در یك كلام پذیرفتن و اجرای اصول «اقتصاد مقاومتی»دولت به دلیل گرایش‌های كارگزارانی عملا راه اول را می‌پوید تا از رهاورد حل پرونده هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌ها، در زمان باقیمانده بتواند با دلارهای رفع توقیف شده جهشی در اقتصاد كشور بوجود آورد و با ثبت همزمان افتخار «حل پرونده هسته‌ای» و «حل مشكلات اقتصادی» بنام خود و سیستم فكر و مدیریتی كارگزارانی، نتیجه انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری دوازدهم را به نفع خود تمام كند.دولت یازدهم معتقد است راه پیشرفت كشور از كانال تكنولوژی غربی و روابط اقتصادی با غرب می‌گذرد و تنها راه پیشرفت اقتصاد، تبعیت از اصول اقتصاد سرمایه‌داری غربی است و به دلیل پیشرفت‌های اقتصادی، صنعتی و نظامی آمریكا و اروپا مقابله با غرب امكان پذیر نیست و باید در نظام سیاسی و اقتصادی آمریكا و اروپا هضم شد.بدین ترتیب دولت می‌كوشد با عادی سازی روابط با آمریكا و اروپا، حتی به قیمت تعطیل شدن موقت صنعت بومی هسته‌ای، امكان پیشرفت كشور را به زعم خود فراهم سازد هرچند كه ناچار است جهت حفظ همبستگی ملی و جلب حمایت مردم، حدودی را در مذاكرات رعایت كرده و حداقل‌هایی (مثلا 5000 سانتریفیوژ و غنی سازی در حد 3 درصد) را حفظ كند.اشكال این تفكر نادیده گرفتن خصومت غرب با اصل و موجودیت نظام جمهوری اسلامی به عنوان یك مدل جدید حاكمیتی در جهان است چنانكه علاوه بر پرونده هسته‌ای ایران، بهانه‌های دیگری نظیر «حمایت از تروریسم و سازمان‌های مقاومت اسلامی» ، «نقض حقوق بشر» و «تسلیحات موشكی» علیه جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی مطرح است و اكثر تحریم‌های وضع شده علیه ایران نیز چند منظوره هستند و در صورت حل پرونده هسته‌ای این موارد مستمسك و دستاویز غرب برای استمرار تحریم‌ها و تحت فشار گذاشتن ایران خواهند بود از همین روی معتقدم تنها راه پیشرفت و توسعه كشور، تكیه بر توان داخلی و اجرای اصول «اقتصاد مقاومتی» و قطع وابستگی به درآمدهای نفتی می‌باشد.

والسلام علی من اتبع الهدی

محمد مهدی پوینده

..


برچسب ها: منظومه فکری دولت یازدهم ، بیانیه لوزان ، اقتصاد مقاومتی ، تحریم ها ، مذاکرات هسته ای ، انتخابات ، بحران های دولت یازدهم ،